برخلاف نظربرخی که به کل منکر وجود حساب گری در قانون اساسی میشوند و آن را دارای یک سیستم دیکتاتوری میدانند معتقدم اگر یکی از اصول مهم قانون اساسی که مربوط به مجلس خبرگان است درست اجرا میشد بسیاری از مشکلات کنونی را نداشتیم. متاسفانه در حال حاضر مجلس خبرگان تنها نهاد نظارتی در جهان است که به جای حساب پس گرفتن از زیردستش همیشه از او تقدیر و تشکر میکند! این مجلس کاملا فرمایشی اکثرا از پیرمردان ناتوانی تشکیل شده که با هربار سفر به تهران یا خروج از خانه برای تشکیل اجلاس سالانه تعدادی از آنها فوت میکنند! جالب است بدانید که سال قبل انتخابات این مجلس بیخاصیت را از دورههای پنج ساله به ده ساله رساندند و هیچکس هم اعتراض نکرد. اگر دایمی هم شود کسی اعتراض نخواهد کرد. چون بود و نبودش برای کشور فرقی نمیکند! چون بود و نبودش برای کشور فرقی نمیکند! یکی از راههای تغییر وضعیت مجلس خبرگان ایجاد شرط سنی برای آن است که امید است در برنامه کار مجلس قرار گیرد. اشکال کار این است که دستاندرکاران هرگز اجازه نزدیک شدن به این نهاد را نمیدهند و چند روزنامه به دلیل اشاره مختصر به آن تعطیل شدهاند.
۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه
۱۳۸۸ تیر ۱۶, سهشنبه
جمله عجیب اوباما خطاب به پوتین
دیروز اوباما در کنفرانس مطبوعاتی خود در روسیه با مدودوف ناگهان گفت: "از نظر من آقای پوتین یک نخست وزیر است و آقای مدودوف یک رییس جمهور." بعدهم در مقابل چشمان حیرت زده پوتین و خبرنگاران از رک گویی و جدیت مدودوف گفت. میدانیم که در عمل کشور روسیه را پوتین اداره میکند. بنابراین خیلیها معتقدند اوباما چوب این حرفش را خواهد خورد!
۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه
از هنر مایکل جکسون تا هرزگی رسانهای احمدینژاد
چند روزی است حمید مولانا با عنوان پر طمطراق پروفسور در شبکههای مختلف سیما ظاهر میشود و از موفقیتهای جهانی احمدینژاد میگوید و مثل هر آدم وطن فروش دیگری از لزوم صبر و حوصله کاندیداها و تابعیت از قانون میگوید.( جای دیگری از منافع یک شهروند امریکا در دولت احمدینژاد گفتهام.) اما اینجا میخواهم بگویم مولانا نه تنها وطن فروش است بلکه برخلاف ادعاهایش از ابتداییترین اصول رسانه هم بیخبر است.
مولانا معتقد است احمدینژاد با مطرح کردن خود در رسانهها توانسته پیروزی بزرگی در جهان رسانهها کسب کند و جمهوری اسلامی را در جهان سربلند کند.
اما در واقع آن چه مولانا پیروزی رسانهای احمدینژاد میخواند چیزی
نیست جز یک هرزگی رسانهای! یعنی به نمایش در آوردن خود به هر طریق ممکن. این حرکت البته در برخی حرفهها و بعضی کشورها اصلا چیز بدی نیست و خوب هم جواب میدهد. اما وقتی به عنوان رییسجمهور یک کشور قرار است خود را از طرف یک کشور اسلامی دارای تمدنی چندهزارساله خود را مطرح کنبم موضوع فرق میکند. مثلا مایکل جکسون وقتی در سال ۱۹۹۱ مثل عاشق و معشوق دست در دست مدونا پا به سالن اسکار گذاشت تا هفتهها برای رسانهها خود را در صدر نگه داشت. او با هر عمل جراحی صورتش چهره تازهای پیدا میکرد و برای مطرح شدن بیشترش خبر عمل تغییر جنسیت را نیز برسر زبانها انداخت.
احمدینژاد هم با راهنمایی مشاوران سبک مغزی مثل مولانا و رامین هربار بیش از پیش بر طبل موضوع هلوکاست کوبید و با دیدن ناراحتی رسانهها و مردم غرب همچون کودکی که از جلب توجه خوشش میآمد بیشتر سروصدا میکرد. او برای مطرح کردن خود در کنار ملوانان انگلیسی عکس گرفت و در دانشگاه کلمبیا با وجود تحقیر فراوان حاضر به ترک صحنه نمایش نشد و بعدها با افتخار از پنجاه شبکهای گفت که سخنرانیش را پخش میکردند! احمدینژاد با چهره کریه و حرفهای نفرت انگیزش چهار سال مردم دنیا را آزار داد و با پشتیبانی صداوسیما ابرانیها را تحت فشار ز یادی قرار داد تا از این صحنهها حماسه بسازد.
حال سوال اینجاست که باید این هرزگی رسانهای را چهارسال دیگر هم تحمل کرد؟ به قول حافظ تحمل بایدش!
مولانا معتقد است احمدینژاد با مطرح کردن خود در رسانهها توانسته پیروزی بزرگی در جهان رسانهها کسب کند و جمهوری اسلامی را در جهان سربلند کند.
اما در واقع آن چه مولانا پیروزی رسانهای احمدینژاد میخواند چیزی
نیست جز یک هرزگی رسانهای! یعنی به نمایش در آوردن خود به هر طریق ممکن. این حرکت البته در برخی حرفهها و بعضی کشورها اصلا چیز بدی نیست و خوب هم جواب میدهد. اما وقتی به عنوان رییسجمهور یک کشور قرار است خود را از طرف یک کشور اسلامی دارای تمدنی چندهزارساله خود را مطرح کنبم موضوع فرق میکند. مثلا مایکل جکسون وقتی در سال ۱۹۹۱ مثل عاشق و معشوق دست در دست مدونا پا به سالن اسکار گذاشت تا هفتهها برای رسانهها خود را در صدر نگه داشت. او با هر عمل جراحی صورتش چهره تازهای پیدا میکرد و برای مطرح شدن بیشترش خبر عمل تغییر جنسیت را نیز برسر زبانها انداخت.
احمدینژاد هم با راهنمایی مشاوران سبک مغزی مثل مولانا و رامین هربار بیش از پیش بر طبل موضوع هلوکاست کوبید و با دیدن ناراحتی رسانهها و مردم غرب همچون کودکی که از جلب توجه خوشش میآمد بیشتر سروصدا میکرد. او برای مطرح کردن خود در کنار ملوانان انگلیسی عکس گرفت و در دانشگاه کلمبیا با وجود تحقیر فراوان حاضر به ترک صحنه نمایش نشد و بعدها با افتخار از پنجاه شبکهای گفت که سخنرانیش را پخش میکردند! احمدینژاد با چهره کریه و حرفهای نفرت انگیزش چهار سال مردم دنیا را آزار داد و با پشتیبانی صداوسیما ابرانیها را تحت فشار ز یادی قرار داد تا از این صحنهها حماسه بسازد.
حال سوال اینجاست که باید این هرزگی رسانهای را چهارسال دیگر هم تحمل کرد؟ به قول حافظ تحمل بایدش!
برچسبها:
حمید مولانا,
دانشگاه کلمبیا,
هرزگی رسانهای,
Iحمدینژاد
اشتراک در:
پستها (Atom)